محمد يار بن عرب قطغان

67

مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )

ماه برافراشت و ملازمان در بيوتات آن مدرسه منزل اختيار كردند . 104 و روز ديگر « 1 » محمد خان شيبانى به نواحى بلدهء محفوظه آمده ، قلعه را چون نگين در انگشترين احاطه نمود . دلاوران بابرى فوج‌فوج از شهر بيرون آمده محلات و ديوار بست را « 2 » پناه كرده ، دست به انداختن تير و تفنگ مىگشادند و سپاه خانى جنگ در گريز كرده ، نزديك شهر نمىآمدند ، تا آنكه مردم شهر دليرتر شده تا نواحى اردوى خانى مىشتافتند . در آن اثنا روزى از دلاوران خانى از طرف دروازهء آهنين جنگ پيش آوردند و جمعى ( 42 الف ) از سپاه را در كمين‌گاه باز داشتند و مردم شهر پياده و سواره به دستور ايام سابق پيش رفته بودند كه ناگاه از فريب سپاه حامى مطلع گشته ، خواستند كه روى به گريز نهند . در اين وقت سواران كه كمين كرده بودند ، از عقيب ايشان حمله آوردند و بين الجانبين جنگ عظيم پيوسته ، نويان كوكلتاش و قل نظر طغاى و اكثر از « 3 » دلاوران بابرى زخم‌هاى مكرر « 4 » خورده ، به جانب شهر گريختند و پياده و سوارهء بسيار از زخم دلاوران نامدار از پاى افتاده ، به عالم آخرت شتافتند . و روز ديگر نيز دلاوران خانى به ميانهء دروازهء آهنين و دروازهء شيخ‌زاده آمده ، نهايت جلادت و اقتدار بجاى آورده ، اكثر ايشان خود را به پايان فصيل رسانيده و فوجى ديگر به دروازهء گازرستان و فريق ديگر به دروازهء سوزنگران رفته ، از شست « 5 » و پنج جا نردبان نهادند و قصد صعود نمودند . و بهادران جغتاى خصوصا قوچ بيگ و محمد قلى قوچين و شاه صوفى سپر ممانعت در روى كشيده به پاى مدافعت متوجه آن جماعت گشتند و جنگ عظيم در پيوسته ، به صد حيله و نيرنگ مورچل خود را از تعرض اعدا محافظت نمودند و بر اين قياس قرب چهار ماه ميان آن دو سپاه نايرهء حرب و جنگ و غبار طعن و ضرب در اشتعال و هيجان بود . و بابر ميرزا در محافظت آن بلدهء محفوظه به قدر امكان سعى مىنمود و محمد خان شيبانى در تضييق محصوران كوشيده ، در اقامت لوازم « 6 » محاصره از خود به تقصير راضى نمىگرديد . و

--> ( 1 ) . س : « ديگر » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 2 ) . س : « را » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 3 ) . س : « از » ندارد ، از نسخهء « ت » افزوده شد . ( 4 ) . ت : منكر ( 5 ) . س : ششصد ( 6 ) . س : در متن روى اين كلمه خط كشيده شده است .